فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم ساعت ۱۲:۲۰ شب در روز ۱۶ ماه : ترکی: سکنجی نجومی: قوی ایل رومی: تشرین اول هخامنشی: باران ریز هجری شمسی به عربی: عقرب هجری قمری: شعبان میلادی: اوت .......... نفهمیدین؟ هجری شمسی به فارسی: آبان معلوم شد دیگه تولدم مبارک به امید خدا صد سال زنده باشم و صد سال براتون بنویسم یک سال بزرگتر شدم هرکی یه چیزی می گه من می گم یک سال دیگه عاشق بودم و عاشقانه زندگی کردم خدایا به خاطر این یک سال شکر تو منظورش خودمما من زیبا ترین لبخند خدام یکی از دریا گفت دیگری گوش کرد سومی نه گفت ونه گوش کرد او در میانه ی دریا بود غوطه درآب از پشت پنجره حرکات او آرام وواضح در آبی پریده رنگ آب درون کشتی غرق شده ای چرخید زنگ نجات غریق را به صدا درآورد حباب های ریزی با صدایی نرم بر روی دریا شکستند ناگهان یکی پرسید: ((غرق شد؟)) دیگری گفت: ((غرق شد)) سومی از عمق دریا نگاه شان کرد گویی به دونفر که غرق شده اند مینگرد. (یانیس ریتسوس) هرکسی هرچیزی از این شعر فهمید لطفا به من هم بگوید .آخر شاید شما یه چیزهای خیلی قشنگ تری توی این شعر پیدا کنید که به فکر من نرسیده باشد. یعنی حتما همین طور است....
عشق تو باور من شد با تموم تا رو پودم
هر کی اومد سر راهم چشما مو بستم ندیدم
دست تو تو دست من بود تو رو با دلم خریدم
برای نفس کشیدن عشق تو طنین من بود
بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود
من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم
ندونستم تو دروغی وای چه تلخ سرنوشتم
من بدون تو میمردم اما تو تنها نبودی
من واست بازیچه بودم عشق رویا هام نبودی
هنوزم سخت عزیزم باور بد بودن تو
بازی رو دیگه تموم کن دیگه بسته موندن تو
فکرشم واسم عذاب که دلت پر از فریب
هنوزم باور ندارم که شدی واسم غریبه
گر چه تو واسم عزیزی نمی بخشم غم همراهت
تا ابد باید بمونی تو آتیش اون گناهت
عشقمو بازیچه کردی خدا برسه به دادت 

| Design By : Night Skin |


