فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
درد من تنهايي يك لحظه نيست درد من درد دل وتنهايي است در پي يك لقمه ي نان مي دويد درد غربت درد نيست عمري اندر حسرت يك لقمه نان درد من درد دو چشم اشك بار كودك بي مادراست در سياه سرد زمستانیغريب دم به دم مادر تقاضا مي كند باور مي كنم حال ميداني كه درد من چيست شاید براتون جالب نباشه ولی من دوسش دارم: وقتی از کسی که دوسش داری هیچ خبری نداری خوشحال باش چون حتما" حالش خوبه و همه چی رو به راهه که از یادش رفتی
درد آن جسمي كه از صبح تا غروب
انتهاي روز دستش خالي است
درد آن است كه تو شرمنده طفلت شوي
عمري اندر آرزوي لحظه ايي آرام وخواب
درد من يك خانه خالي ز روحي آدميست
است بيچاره
| Design By : Night Skin |


