فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم از طرف عزیزی که اسمش آشنا و خودش برام غریبه : علی غیر دل چیزی ندارم كه بدونم لایق تو دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم با تموم بی پناهی به تو تكیه داده بودم هر بلایی سرم اومد همه زجری كه كشیدم همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تو رو دیدم تو سبك شدن،تو رویا همه جا به تو رسیدم اگه احساسمو كشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه دل سپردی بدون اینو كه دل من شده جادوی طلسمت یكی هست این ور دنیا كه تو یادش مونده اسمت گاو حسن پریشون یه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون خونم شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا قصه بردار اسمشو بزار بچگی تا آخر زندگی آچین و واچین تموم شد عمر منم حروم شد. شيشه بشكسته را پيوند كردن مشكل است، كوه را با آن بزرگي ميتوان هموار كرد، حرف ناهموار را هموار كردن مشكل است.
| Design By : Night Skin |


