فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش فرستنده:بازهم آقا حامد حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد فرستنده : آقا حامد عشق يعني خاطرات بي غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق يعني چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گل بوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق يعني هر چه داري نیم كن از برایش قلب خود تقدیم كن فرستنده:آقا حامد نمی ذاره دل من غمشو فریاد بزنه ازم نپرس کی ام، چی ام، خودت می دونی من کی ام فکر نکنی محتاجم و درمونده و پاپتی ام فقط بهت بگم که من پرنده ای مهاجرم جا موندم از پرواز عشق، منو رها کن تا برم نفس برام سخته دیگه، دنیای درده بدنم این بار دیگه ماسکمو از رو صورتم نمی کنم یه روزی من خودم بودم اما حالا بازیگرم نقش غمو رو صورتم، به روی صحنه می برم خدا خدا خدای من، جامونده از پرواز منم کی می شه وقت هجرتم، دلم می خواد پر بزنم
باز هم دنباله دارد
با تو بودن بی تو بودن
باز هم دنباله دارد
شعر بودن را سرودن
تا به کی باید بمانم
شعر حسرت را بخوانم
تا به کی از تو بخوانم
بی تو و تنها بمانم
تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم
ای همه بود و نبودم
ای همه تار و پودم
تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم
پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟
پس بگو آن عشق مستانی کجاست؟
من چرا باید بمانم
از تو من اما نخوانم
پس بیا تا در نگاهت
عشق را از نو نشانم.
| Design By : Night Skin |


