فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
هر اسمی تاکید می کنم هر اسمی به نظرش میاد به من اطلاع بده ممنون گفتم : تو شیرینی منی! گفتا : تو فرهادی مگر؟ گفتم : خرابت می شوم! گفتا : تو آبادی مگر؟ گفتم : ندادی دل به من! گفتا : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کویت می روم! گفتا : تو آزادی مگر؟ گفتم : فراموشم نکن! گفتا : تو در یادی مگر؟ گفتم : بر بادم مده! گفتا : نه ، بر بادی مگر؟ بهتره در مورد اسم جدید وبلاگ نظر بدین چون من دیگه تا تعویض اسم وبلاگ مطلب نمی ذارم این چه شمعی است که عالم همه پروانه ی اوست دهه ی محرم هم به این زودی آمد و به همین زودی هم تمام میشود ۸ روز گذشت ۸ روزی که همه مردم مسلمان در غم و اندوه زندگی کردند و فردا تاسوعای حسینی و بعد ار آن نیز عاشورا و صحرای کربلا چه اسمهای آشنایی مخصوصا" این روزها که همه به نحوی عزادار امام حسین هستند. من چی؟ شما چی؟ چه قدر تونستین عزادار واقعی باشین با موهای سیخ کرده. مانتوهای کوتاه.موهای پف کرده نه اینا دلیل نمی شه عزادار واقعی به قیافه و چادر سر کردن و حتی لباس مشکی پوشیدن ربطی نداره چه قدر دلت با حسین و یارانش تو دشت بی آب بود؟ تونستی بفهمی تشنگی یه طفل ۶ ماهه چه طوری؟ تو خودت توی اتاقت نشستی و لحظه به لحظه تشنت می شه چند سالته؟ با هر لباس و قیافه ای که هستی دلت مهمه سعی کن تو همین ۲ روزی که مونده دلت با حسین باشه که اونور حضرت فاطمه به همه ی عزادارای پسرش حسین وعده داده باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است حس غریبی است دوست داشتن و عجیب تر از آن دوست داشته شدن. وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفس ها، صداها و نگاه مان در روح و جانش ریشه دوانده است به بازی اش می گیریم. هر چه او عاشق تر ، ما سر خوش تر هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر تقصیر از ما نیست تمامی قصه های عاشقانه این گونه به گوش مان خوانده شده اند.
| Design By : Night Skin |


