فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
آن قدر نيامدم كه دلم برايت تنگ شود.دلم يگ ذره شد. براي صدايت براي نگاهت. براي بودن تو. تونبودي .نيستي نيامدم. تا دلت برايم تنگ شود وصدايم كني..... چه خوش باورم من در وانفساي دروغ وفريب ونيرنگ در وانفساي بي دلي دلت برايم تنگ نشد هيچ وقت هم نخواهد شد اين را ميدانم اما باور كن" باورش بغض را در گلو ميشكند.
نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت
3:3 بعد از ظهر توسط محشر| |
نوشته شده در دوشنبه 1386/10/10ساعت
11:7 قبل از ظهر توسط محشر| |
| Design By : Night Skin |



