فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
کاش شمع،حقیقت محبت را در تقلای بال و پر سوز پروانه می دید و او را باور
می کرد.کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود.کاش بهار آنقدر مهربان بود
که باغ را به دست خزان نمی سپرد.کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت
را نمی شکست.کاش در قاموس قصه ها،شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی
شد.بالاخره کاش مرگ معنی عاطفه
را می فهمید.
ولی افسوس....... نوشته شده در جمعه 1386/10/07ساعت
12:15 بعد از ظهر توسط محشر| |
| Design By : Night Skin |



