فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ٬ پرشی دارد اندازه ی عشق. زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود. زندگی جذبه ی دستی است که می چیند. زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد. زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد. زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست. خبر رفتن موشک به فضا٬ لمس تنهایی ماه٬ فکر بوییدن گل در کره ای دیگر است. زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است. زندگی مجذور آینه است. زندگی گل به توان ابدیت! زندگی ضرب زمین در ضربان دلها٬ زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفس هاست. هر کجا هستم٬ باشم٬ آسمان مال من است. پنجره٬فکر٬هوا٬عشق٬زمین مال من است. گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد. چشم ها را باید شست٬ جور دیگر باید دید واژه را باید شست. واژه باید خود باد٬ واژه باید خود باران باشد چترها را باید بست٬ زیر باران باید رفت. فکر را٬ خاطره را٬ زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ٬ زیر باران باید رفت. دوست را٬ زیر باران باید جست. زیر اران باید بازی کرد. زیر باران باید چیز نوشت٬ حرف زد٬ نیلوفر کاشت٬ زندگی تر شدن پی در پی٬ زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است. قالب رو که عوض کردم٬ این همه مطلب قشنگ هم گذاشتم خداییش اونی که نظر نده خیلی بی احساس٬ بی شوق و ببخشیدا بی شعوره حالا خود دانید 
| Design By : Night Skin |


