فراموش شده
عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است
تقدیم به کسی که آدمه ولی از آدمیت بویی نبرده کسی که آفریده ی خداست ولی از روح خدا که تو همه ی ما دمیده شده بی نصیبه تقدیم به انسانی که فقط اسم آدم رو یدک می کشه به کسی که یه روزی بهش می گفتم یه بنده خدا ولی یکی بهم گفت او بنده ی خدا نیست لیاقت نداره بنده ی خدا باشه اون بنده ی شیطانه پس تقدیم به بنده ی شیطان سلام كسي كه تو دلم درخشيد من ديگه دوستت ندارم ببخشيد بهتره كه نپرسي علتش رو چونكه خودت ندادي فرصتش رو من واسه اون كسي كه دوست ندارم نمي تونم شاخه اي گل بيارم بين تو و اون روزا كلي فرقه تو آسمونت پر رعد و برقه نه مهربوني نه واسم مي خندي هر دري رو من مي زنم مي بندي كو اون همه شعراي عاشقونه كي بود بهم مي گفت سلام بهونه نه ديگه صحبت ازسلام بهونه اي نيست پرنده اينجاست ولي دونه اي نيست خواستي فقط صاحب يك قفس شي بري و با ديگري هم نفس شي خواستي بگي ميشه تو دام بيفتم بعدش بگي ديدي بهت نگفتم از چشم من افتادي نازنينم دوست ندارم ديگه تو رو ببينم اون كسي كه دم مي زد از حسادت اگه بميرم نمي ياد عيادت منم مي خوام اتمام حجت كنم خيال هر دومونو راحت كنم اگه دلت همين حالا بشكنه بهتراز آوارگياي منه من كسي رو مي خوام كه عاشق باشه اول و آخرش شقايق باشه من كسي رو مي خوام كه نيست مث تو پشيمونم دوستت ندارم برو پشيموني گر چه نداره سودي خوب شد كه فهميدم بدي به زودي من كسي رو مي خوام كه ناز و كم كم صدام كنه مثل فرشته محشر مثل همون روزاي آشنايي نه مثل حالا نه مث رهايي جواب بدي ندي ديگه تمومه نمي دونم جواب واسه كدومه شاخه نباتم كه بشه واسطه دل نمي دم ديگه به اين رابطه اما يادت باشه كه اين آدما كم نبودم پيشم وليكن شما نيستي مث اون روزاي طلايي كي گفت دو سه تا بخش داره جدايي جدايي هر غمش هزار تا بخشه دل مي سوزونه مث آذرخشه من هر چي دوس دارم تموم شه نامه دلم مياد بازم ميده ادامه ۱.دوست داشتن رو برای یک تجربه ۲.عاشق شدن رو برای یک هدف ۳.فراموش کردن رو برای قبول واقعیت مي رسد روزي كه فرياد وفا را سر كني مي رسد روزي كه احساس مرا باور كني مي رسد روزي كه نادم باشي از رفتار خود خاطرات رفته را مو به مو از بر كني مي رسد روزي كه بي من سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني مي رسد روزي كه تنها در كنار خاطرم شعر هاي گفته ام را دو به دو از بر كني مي رسد روزي كه در صحراي خشك بي كسي نامه هاي كهنه ام را با اشكهايت تر كني مي رسد روزي كه نام تو بميرد بر لبم آن زمان احساس امروز مرا باور كني.... باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم از همه ی کسانی که به وبلاگم سر می زنند و نظرات قشنگ می دن ممنونم ولی عاجزانه از کسانی که از وبلاگ من خوششون نمی یاد و فقط اونو مسخره می کنن خواهش می کنم به وبلاگ من سر نزنند این فراموش شده احتیاجی نه به یاد کردن شما داره نه به مسخره کردن شما از روز اول هم کسی شما رو مجبور به هیچ کاری نکرده بود که حالا بخواین وبلاگم رو مسخره کنین اگه یکبار دیگه کسانی که قصد مسخره کردن وبلاگم رو داشته باشند به این وبلاگ سر بزنند و مسخره کنند مجبورم در این وبلاگ رو تخته کنم و با آدرس جدیدی شروع کنم
| Design By : Night Skin |


