تبليغاتX
فراموش شده


فراموش شده

عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است

اي کساني که مأمور دفن من هستيد

مرا در تابوت سياهي بگذاريدتا همه بدانند سياه بخت بوده ام

دستان مرا باز بگزاريد تا همگان بدانند دست خالي از دنيا رفتم.

موهايم را اشفته بگزاريد تا همگان بدانند دست نوازش برسرم کشيده نشده است.

چشمانم را باز بگزاريد تا همگان بدانند چشم انتظار از دنيارفته ام.

بروي قلبم تکه يخي بگذاريد که با اولين طلوع خورشيد اب شود و به جاي مادرم برايم گريه کند.

دهانم را باز بگزاريد بدين سان همگان بدانند بزرگترين فريادم سکوت بوده است.

 بر سنگ مزارم بنويسيد:

 که آشفته دلي بود در اين خلوت خاموش او زاده ی غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش

نوشته شده در یکشنبه 1386/03/13ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط محشر| |

داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خیلی وقت پیش بمیره

نوشته شده در شنبه 1386/03/12ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط محشر| |

امروز دیگه تموم شد بستنی که برام گرفته بود رو نخوردم معلوم نیست به کدوم بنده خدایی رسید ولی گفت دیگه باهام حرف نمی زنه(مگه تا حالا که باهام حرف می زد چه گلی به سرم می زد که حالا نزنه) بهتر حداقل این جوری تکلیفم مشخص می دونم که باهام قهره دیگه ناراحتی و غیره نداره وقتی یه آدمی نمی تونه اونجوری که تو می خوای باشه خوب نمی تونه دیگه اون وقت مشکل از تو امروز فهمیدم مشکل از منه مقصر منم به اون ربطی نداره ولی از یه چیزی خیلی دلم گرفت بهم دروغ گفت.گفت من با همه فرق دارم من از دروغ متنفرم نه تنها با بقیه فرق نداره بدتر هم هست ولی چه از حالا باهم قهر باشیم چه آشتی هیچ وقت نمی بخشمش هیچ وقت
نوشته شده در شنبه 1386/03/12ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط محشر| |

خدایا...

به من توفیق تلاش در شکست‌/صبر در نومیدی

رفتن بی همراه/جهاد بی سلاح

کار بی پاداش/فداکاری در سکوت

دین بی دنیا/مذهب بی عوام

عظمت بی نام/خدمت بی نان

ایمان بی ریا/خوبی بی نمود

گستاخی بی خامی/مناعت بی غرور

عشق بی هوس/تنهایی در انبوه

و دوست داشتن بدون آن که دوست بداند روزی کن

نوشته شده در پنجشنبه 1386/03/10ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط محشر| |

 این چیزی بود که روز اول...بهم گفت منم حالا جوابشو دادمTinyPic image
نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط محشر| |

جاده خوشبختی در دست تعمیره

دور بزن برگرد این اسمش تقدیره

نوشته شده در سه شنبه 1386/03/08ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط محشر| |


Design By : Night Skin