تبليغاتX
فراموش شده


فراموش شده

عمیق ترین نفرت در دل من ما’من گرفته است

خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتو بخوشکونه

یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه

بهت خیانت بکنه  زخم زبونت بزنه

کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت  نیومده

این همه خوبی آخرش چی به سر من اومده

پشت سرت هر جا بری نفرین من به راهته

به اون چشه دربه درت به اون دل سیاهته

همین قدرم که خواستمت از سرتم زیادیه

فکر نکنی تو قلب من یه لحظه از تو یادیه

خیال نکن به یادتم بدون که مُردی تو دلم

خودت می دونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلم

واسه همیشه از دلم دیگه می ذارمت کنار

تمام بی وفاییات از تو بمونه یادگار

حالا که میری یه نظر پشت سر راهم ببین

ببین که تنها نمی شم  تنها تو باختی نازنین

الهی هر کی که رسید پا روی قلبت بذاره

هر چی که با من می کنی یه روز به روزت بیاره

آهای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایی می ری

فقط یه نفرین می کنم تو اوج غربت بمیری

نوشته شده در جمعه 1386/02/21ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط محشر| |

دارم دیوونه میشم دیگه تحملشو ندارم جلو روی من میگه دوست دارم اونوقت درد و دلاش برای غریبه هاست کسی که حتی اسم کاملشم نمیدونه منم مثل خودش میشم مگه من بلد نیستم به این راحتی دل بشکنم خدایا چرا من نمی تونم خسته شدم دیگه تحملشو ندارم آخه یکی بگه من باید با این آدم دمدمی مزاج چی کار کنم به خدا اگه می تونستم به جای هر ناراحتی یه چاقو بهش بزنم و دق و دلیمو خالی کنم تا حالا هزار تیکه شده بود داره خیلی راحت مثل آب خوردن دیوونم میکنه فقط یه چیز و بهتره که بدونه نه من می بخشمش نه خدا
نوشته شده در پنجشنبه 1386/02/20ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط محشر| |

زندگی افسانه ی افسانه ی افسانه است

هر که دل بندد به آن دیوانه ی دیوانه ی دیوانه است

نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/19ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط محشر| |

دوستانت بر سه گروهند:دوست تو/دوست دوست تو/دشمن دشمن تو

دشمنانت بر سه گروهند:دشمن تو/ دوست دشمن تو/دشمن دوست تو

نوشته شده در سه شنبه 1386/02/18ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط محشر| |

بچه ها جریان چیه وب من یا نظر نداره یا اگه داره کمه چی شده؟اگه کسی می دونه بهم بگه یا اگه جریانی در کار نیست بگه چرا وب من نظر نداره
نوشته شده در سه شنبه 1386/02/18ساعت 3:11 بعد از ظهر توسط محشر| |

ای عشق لعنت بر تو که شیطان واقعی تو هستی

تا به لب سراب می کشی و در چاه ذلت سرنگون می کنی

ای عشق لعنت بر تو که زهر هلاهل هستی که رویش روکش شیرین کشیده باشند

ای عشق لعنت بر تو که اول می فریبی و آخر می گدازی اول سست می کنی و آخر دیوانه و بندی می نمایی

ای عشق لعنت بر تو که مدهوش می کنی و بدترین بلا ها را سر گرفتاران خود می آوری

نوشته شده در دوشنبه 1386/02/17ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط محشر| |

 

ای سنگ ها!

     به رسمیت شناسید او را!

 دیشب شکسته است 

           دلی از جنس شیشه را!

 

نوشته شده در یکشنبه 1386/02/16ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط محشر| |

شاید کسانی که قبلا" به وبلاگ من سر میزدند بدونن این وبلاگ یه اسمی داشت که صاحبش زیاد راضی نبود و میگفت نوشته ی سمت راست به اسم من نمی خوره البته شاید راست میگفت به هر حال این اسم جدید موقتی و فکر کنم به قول ایشون این اسم بهتر به نوشته ی سمت راست می خوره لطفا" نظر بدین و اسمی برای وبلاگ من انتخاب کنین چون اسم زیاده و از زیادی آدم میمونه کدوم یکی رو انتخاب کنه
نوشته شده در یکشنبه 1386/02/16ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط محشر| |

دوباره سلام بچه ها امروز می خوام فقط از خودم بگم اسمم که معلومه محشر سنم مهم نیست چون بهش فکر نمی کنم چون هر چی بزرگتر زندگی سخت تر دوست داشتم الان تازه دو سالم بود و آزاد آزاد بودم ولی این فقط یه آرزو بگذریم زندگی خوبی دارم پدر و مادری مهربون و خانواده ای  متدین دارم که من بی حجابشونم چون چادر سرم نمی کنم یه برادر دارم که خیلی مهربونه و عقایدش بر می گرده به عهد دقیانوس. دختر لوس و ننری نیستم لای پر قو هم بزرگ نشدم. رفتارم تقریبا" پسرونه است چون بیشتر با پسرها بودم تا با دخترها ذهنتون هم منحرف نشه دوست پسر نداشتم از بچگی به جای بازی کردن با دخترها و عروسک بازی با پسر عمه هام دزد و پلیس بازی می کردم گاهی اوقات برای این که جولوشون کم نیارم و بهشون بفهمونم که پسرها از دختر ها و بخصوص از من چیزی سر ندارند با ها شون دعوا هم کردم در ضمن همیشه هم زدمشون و هم ازشون کتک خوردم یا بقول یکیشون مراعاتم رو کردن به هر حال الان زندگی راحت و تکراری رو دارم که دوست دارم زودتر تموم شه  دختر به شدت پر حرف و شیطونی هستم و تا خودم نخوام کسی نمی تونه ساکتم کنه دوستای خوب و باحالی دارم که خیلی با معرفتن تو کل زندگیم فقط یه نفر رو به حد مرگ دوست داشتم که لیا قتش رو نداشت و منم دیر فهمیدم در ضمن منحرفا دختر بود بعد از اون همه ی دوستام رو خیلی دوست دارم که یکیشون لیاقت بیشتر از این رو هم داره
نوشته شده در شنبه 1386/02/15ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط محشر| |


Design By : Night Skin